محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )

50

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )

قصدش از شيطان همان ابليس باشد زيرا هم اوست كه وادارش كرده با گمراه كنندگان نشست و برخاست نمايد كه با وسوسه‌ها و اغواهاى خود او را به مخالفت با رسول اللّه بكشانند ، بنابراين وجه ، وقف بر كلمه « جاءنى » وقف تام نمىباشد ، زيرا « وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا » قسمتى از گفته مىباشد . وجه دوم : اين قول ، قول خداى تعالى مىباشد . و با اين برداشت مراد از شيطان همان ابليس است زيرا او وادار كرده است كه ظالم گمراه كنندگان را دوست خود بگيرد و با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مخالفت بورزد و هم او باعث خوارى او شده است . و بنابراين ، وقف در روى « جاءنى » نيز وقف تام نمىباشد ، زيرا اين گفته ، « وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا » اگر چه از كلام خداى تعالى است ، مضمون پيش را تقريرا تائيد ، و معناى آن را تاكيد مىكند ، پس بين آنها ارتباط معنوى محكمى وجود دارد . و اما آيه كهف مثال 5 - هرگز ممكن نيست كه وقف در آن روى لفظ « كذلك » ، وقف تام باشد . زيرا كلام درباره ذوالقرنين ، در قول حق تعالى « كذلك » پايان نيافته است و آيات بعدى ، همچنان ، از احوال و امور وى گفتگو مىكند . اگر خواستى ، قول خداى تعالى « وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا » تا آخر آيات را بخوان